Wednesday, September 07, 2005

امروزبرای کاری رفته بودم دانشگاه . بعد از انجام کارم، رفتم آموزش دانشکده.می خواستم ساعت های کلاسهای ترم بعدم رو ببینم. چشمم افتاد به اسم واحد های اختصاصی ترم بعد: مدار2،الکترونیک1، مدار منطقی ، الکترومغناطیس ... یه لحظه فکر کردم چی شد که من رفتم رشته برق؟ اصلا این رشته رو از کجا آوردم؟ واقعا علاقه ای بهش داشتم؟ دوستام چی... اونها به رشته هاشون علاقه داشتن که اومدن، یا اونها هم مثل من کشکی؟
آخه موقع انتخاب رشته،من چه غلطی می کردم...! دیدم شاید یک مشکلم این بوده که اصلا نمی دونستم که چی دوست دارم. تمام ذهنم پر بوده از تست عربی و شیمی ونکته وهزارجورآشغال دیگه... دوستهام هم اکثرشون یا مشکل منو داشتن یا اصلا رتبه شون در حدی نبوده که علاقه شون اهمیتی پیدا کنه.یعنی صرفا رشته ای روکه قبول شدن، رفتن. به همین راحتی
بعدش دیدم بابا ما چه مردم خوبی هستیم! اصولا به هر سازی که برامون بزنن می رقصیم. عمر که ایران رو اشغال کرد،گفت مسلمون شین، گفتیم چشم. شاه اسماعیل که حاکم شد، گفت شیعه شین، گفتیم چشم. رضا شاه که اومد، گفت چادرهاتون روبردارین، گفتیم چشم. انقلاب که شد گفتن ....! واقعا ما چه مردم خوبی هستیم! س ش

0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home