Thursday, September 08, 2005

تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام
آرام
خش خش گام تو تکرارکنان
می دهد آزارم

و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا
خانه کوچک ما -
سیب نداشت. حمید مصدق

4 Comments:

Blogger شیر علی مردان said...

سلام

بابا بیچارم کردی!!!!
واسه یه نظر دادن مجبور شدم بیام یه وبلاگ اینجا باز کنم.
(ببین چه حالی بهت دادما!!!)
اولندش: لینکتو به اسمه"سعیدجون" گذاشتم تو وبلاگ دوره:www.xadehmohammadi.blogfa.com
وبلاگ خودم:
www.shiralimardan.blogfa.com
اگه دوس نداری بگو ورش دارم.
دومندش:خیلی خوش اومدی! کم کم می تونیم با هم کل کل کنیم.نظر بزاریم و ...
سومندش:اگه یه وبلاگ فارسی تو سایت
بلاگفاباز کنی هم راحت تری هم نظر گذاشتن راحت تره.
چارمندش:با تو میشیم چارتا
من و محسن و مهر آیین و تو
÷نجمندش:بهم سر بزن به وبلاگ محسن هم سر بزن من گاهی اونجام می نویسم و
خبرای دوره هم اونجاس

چاکرتیم متین

1:00 AM  
Blogger نويد said...

سلام سعيد جان!
(ديدم وبلاگت رو(البته با اعمال شاقه
وبلاگ خوبي داري ...موفق باشي
نويد

4:31 AM  
Blogger Alireza Mehraein said...

سعید جان!
اومدم وبلاگت رو دیدم خیلی خوب و روان بود اما فقط مطالبش

واسه ی یه کامنت گذاشتن! مجبور به عضویت شدم!
در مورد این شعر حمید مصدق! یه بار این شعر رو روی تخته سیاه مدرسه
نوشتم!آقای فوم فرداش پوستم رو کند حالا چرا منم نفهمیدم!!
تو وبلاگم مسائل و رذیلت های اجتماعی و به صورت طنز وار مورد انتقاد قرار دادم
منمتظرتم
خداحافظ
Http://alireza86.blogfa.com

9:13 AM  
Blogger miketheobold6287 said...

i thought your blog was cool and i think you may like this cool Website. now just Click Here

12:39 PM  

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home