Friday, September 30, 2005

مادر
قصد ناسپاسی ندارم. می دانم، که چقدر زحمت مرا کشیده ای . می دانم که چقدر تلاش کردی تا مرا آنطور که درست می دانستی تربیت کنی. که به من خوب و بد را یاد دهی. میدانم با ناراحتی ام ناراحت و با شادیم شاد شده ای. می دانم که چه شب هایی تا صبح پای تختم بیدار ماندی. وقتی که شادی رفت، مادر، می دانم که چرا خم به ابرو نیاوردی. اما مادر... مادر
مادر
تو به من دل بستن را
نیک، آموختی

عاشقانه بودن
و عاشقانه زیستن را

اما... ای کاش
دل کندن را نیز
به من آموخته بودی

اگر می دانستم
که دل کندن
چقدر سخت است
هرگز
دل نمی بستم
.
.
.
هرگز . س ش

14 Comments:

Blogger leila said...

Del Bastegi Laazeme . Vagarna faydeye zende boodan chiye ? be che omidi.
vali mishe Del nakand az chizi ! Faghat Del bastash nabood dige !
In 2 ta fargh daran ba ham !

1:28 AM  
Blogger maryam said...

saeed joon hanooz zoode bekhai del bekani! chi shode han?

4:45 AM  
Blogger leila said...

مرسی که راهنمایی کردین .

اینو شنیده بودم من هم ! البته در مورد چشمای دور بین بیشتر هستش /
ولی حتی اگر برگرده بهتر از عینکه ؟آخه من عینکم همیشه از رو بینی ام سر می خورد !! یا صبح که بیدار می شدم توی تخت زیر پتوپیداش می کردم !!

هم واسه من & هم واسه عینک بهتر شد !

8:40 AM  
Blogger شیر علی مردان said...

سلام
اول راجع به مطلب خودم:
ببین اون بیت اصلا وصف حال من نیست.
در واقع اگه بکم هست دروغ خنده داری گفتم.
گریستن گاهی از روی حسرت یا آگاهی از بی خبریه...
بعدش به نظر من قماری که مولوی ازش دم زده با اونی که تو ذهن توهست فرقش زیاده:
قمار مولوی نتیجش از قبل معلومه و قمار باز می ره که پاک ببازه...
قمار مردم این روزگار با این که نتیجش معلومه ولی اونا زور می زنن
که ...
می دونی "هوس قمار دیگر"نصیب قمار بازی می شه که پاک باخته باشه
یعنی تو قمار هر چه داره رو بزاره وسط. ولی هر قمار بازی تو قمار زندگی یه چنین جسارتی نداره...
بعد راجع به متن تو:
نمی دونم چرا نوشته هات برام تازگی نداره یعنی چیزی رو توم عوض نمی کنه
انگار یکی دو خط آخر رو تو ترانه های کوچه شنیدم(هزار بار!)
متن قبلیت هم خیلی رئال بود انگار که
گزارش کاری نوشته باشی!!!
(من سعی می کنم نظرم رو رک بگم .
البته نظر من برای خودم محترمه!تو
لازم نیست براش خیلی خودتو اذیت کنی)

12:28 PM  
Anonymous شهروز said...

سلام سعید جان؛
دل کندن را نه مادر به ته می آموزد و نه هیچ کس دیگر!
زیرا قرار نیست دل بکنی... یعنی نمی شود که دل بکنی...!

12:42 PM  
Anonymous شهروز said...

ببخشید سعید جان، منظورم "تو" بود که نمی دانم چرا "ته" تایپ کردم!

12:43 PM  
Anonymous Shadi said...

saeed e azizam:
bazi vaghta fekr mikonam aya vaghan zendegi arzeshesho dare?
aya vaghan hadafam arzeshesho dashte,gozashtane behtarin khanevadeye 2nya,behtarin zendegi,jayee ke az nazare man behtarin jaye 2nyast,mah ramezoon e bedoone azaan,aya arzeshesho dasht?behtarin lahazat dar kenare aziztarinha ro aya arzoon forookhtam?bebakhshid ke barkhord e khodkhahane ba matnet kardam vali mikhastam rahat basham:(

8:39 PM  
Anonymous سید رضا said...

ممنون که در مورد پست محمد نظر دادی ولی یادم نمی اد تو اون پست از حمله اعراب به ایران حمایت کرده باشم فقط گفتم اگه اسلام به ایران نی ومده بود تمدن نمی بود که ما به اون بنازیم.

7:23 AM  
Blogger sinshin said...

سلام. اولا در جواب متین، چیزهای زیادی برای گفتن دارم...اول در باره متن خودت: ببین متین جان، خیلی از نوشته هاهستن که چندین بطن دارن. هر کسی ممکنه با توجه به نوع زمینه فکری خودش، برداشت خاص خودش رو بکنه. پس نمیشه گفت از بین برداشت های ما از اون بیت مولوی،لزوما یکی صحیح و یکی غلطه. خودت که تو بحث پلورالیسم، از من وارد تری. خوب، این از مطلب اول
اما در مورد نوشته خودم: ببین.. من این متن رو به خاطر یه حسی نوشتم که تو خودم احساس کرده بودم. می خواستم حسم رو از سختی دل کندن بیان کنم و شاید یه جور اعتراض... شاید در انتقال این حس، ضعف داشتم... شاید زیادی اسیر حرفهای تکراری و کلیشه های کهنه شدم
ولی... می دونم که حسم حقیقیه و اگه نتونستم خوب بیانش کنم، اشکال از ضعف کلماتیه که به کار گرفتم.نه رقیق بودن یا ساختگی بودن احساسم. در مورد نوشته قبلیم هم، خوب باید بگم اینم یه سبک نوشتنه دیگه! شاید همه خوششون نیاد(:
در جواب شهروز، باید بگم که اگه واقعا مجبور به جدا شدن نبودم، هیچ وقت این متنو نمی نوشتم! جواب شادی و مریم گلی رو هم انشاالله حتما سر فرصت حضوری میدم...:) س ش

1:27 PM  
Anonymous Shadi said...

pas man chi?:(

4:11 PM  
Anonymous saba said...

dar royahaie kodakane amokhtam be chizi ke be man talogh nadarad fekr nakonam ama nagahan hame fekram shod...
moafagh bashi azize be man link midy?

2:38 AM  
Blogger maryam said...

می بینم که آپدیت نمی کنی سعید. تنبل شدی ها. زود باش!

5:15 AM  
Anonymous سعید ساحل said...

دل بستن و دل کندن ....!!!ا
عجب تسخیر کرده آن فضا را ...!ا

موفق باشید ...!ا

4:40 PM  
Blogger leila said...

اقا سعید !
من به این زودی ها نمی رنجم !
شما هم نظرتون رو گفتین خب ! چیزه بدی که نگفتین !

در ضمن من گفته بودم دور از جونه شما که !

در مورد حرف مریم & ما با مفیدیا اصلا مشکل نداریم !اگر دلخور شدین & معذرت !

موفق باشی آقا سعید !

9:47 AM  

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home